قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

888

تاريخ الفي ( فارسى )

را از اهل مدينه همراه خود آوردم به آن [ 124 الف ] موضع و گفتم : اين مقتولان را تو مىشناسى ؟ نام اينها را به من بگو هر كدامى چه نام دارند كه من به تحقيق اين امر غرضى دارم . اتّفاقا اوّل بار نظر آن مرد بر آن شخص افتاد كه من او را كشته بودم و مقصود من تحقيق نام او بود . همين‌كه او را ديد گفت : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . « 1 » قاتل اين شخص هرگز روى بهشت نخواهد ديد . گفتم : اين چه كس است ؟ گفت : اين ، محمّد بن عمرو بن حزم است كه در عهد رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، متولّد شده و پيغمبر نام او محمّد نهاد و كنيت او ابا عبد الملك كرد . پس من همراه آن مرد مدّتى نزد ورثهء محمّد بن عمرو رفتم و ايشان را گفتم : شما به عوض محمّد بن عمرو مرا بكشيد . قبول نكردند . ديهء او بر ايشان عرض كردم ، نيز نگرفتند . من از آن زمان به مدينه بدم و آن را به اين نام مىخوانم . « 2 » * * * [ وقايع ديگر اين سال ] و در اين سال عبد اللّه بن زبير به اداى مراسم حج قيام نمود و مردم آن روز او را عايذ « 3 » گفتندى ، يعنى پناه گيرندهء بيت اللّه الحرام . و واقعهء حرّه در بيست و هشتم شهر ذى الحجّة الحرام سال مذكور واقع شد و در هلال محرّم سال پنجاه و چهارم از رحلت ، مسور بن مخرمه اين خبر را به عبد اللّه بن زبير فرستاد . چون عبد اللّه از اين واقعه خبر يافت بسيار مضطرب شد و شروع در استعداد محاربه نموده در استحكام مكّهء معظّمه سعى نمود .

--> ( 1 ) . بقره ، 156 . ( 2 ) . چون خبر واقعهء حرّه به يزيد رسيد كينه‌هاى دوران جاهليت را در شعرى اين‌چنين بيان كرد : « اى كاش پيرمردان قوم من كه در بدر بودند حضور مىداشتند و بىتابى قبيلهء خزرج را از برخورد شمشير مىديدند ، سخت شاد مىشدند و خشنودى مىكردند و مىگفتند اى يزيد دست تو شل مباد . آرى اگر من از فرزندان احمد انتقام نكشم و خونخواهى نكنم از فرزندان عتبه نيستم » ؛ - نهاية الأرب ج 7 ، ص 223 . گويا بيت اوّل اين شعر سرودهء عبد اللّه بن زبعرى است كه در جنگ احد سرود . او بعدها مسلمان شد و از سرودن اين بيت و قصيده پوزش خواست ؛ - توضيح استاد دامغانى بر منبع ياد شده . ( 3 ) . لقب كامل ابن زبير « العائذ بالبيت » - يعنى پناهنده به خانهء كعبه - بوده است .